مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
39
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
و پايين رود انون مىدويد و سيب و گيلاس وحشى مىچيد [ و ] شبانهروز در حلقوم آنان غذا مىريخت . اوجين آكا كه قوى و متهور بهدنيا آمده بود ، پسران ارجمند خود را پرورش مىداد . آنان را با دانههاى سرو كوهى و فندق تغذيه مىكرد و از دل خاك سانگى زوربا « 1 » و غدههاى ايرسا « 2 » بيرون مىكشيد . پسران اوجين آكا كه از پرههاى سير وحشى و پياز وحشى تغذيه مىكردند ، براى حكومت پرورش مىيافتند . پسران اوجين آكا كه از پياز زنبق سفيد تغذيه مىكردند ، چون قوانين را به آنان مىآموخت ، پسرانش عاقل و وفادار به قانون بار آمدند . 75 - پسران گرسنهء اوجين زيبا كه از پرههاى سير وحشى و پيازهاى وحشى تغذيه كرده بودند ، . . . . و خوب بار آمدند . [ زمانىكه ] فحول نيكى بار آمدند ، واقعا شجاع و ارزنده شده بودند . ايشان با يكديگر مىگفتند : « ما بايد به مادرمان غذا دهيم » . كنار درياى انون مىنشستند و با قلابهايى كه باهم ساخته بودند ، با قلاب ماهىهاى عليل و زخمخورده را مىگرفتند . با سوزنى كه كج كرده و قلاب ساخته بودند ، ماهى آزاد و [ انواع ديگر ] مىگرفتند « 3 » ، [ و ] با تورهايى كه مىانداختند ، ماهىهاى ريز مىگرفتند . بدين ترتيب به مادر فداكار خود غذا مىدادند . 76 - روزى كه تموچين ، قسار ، باكتار و بالگوتاى ، هر چهار باهم نشسته بودند و قلاب را مىكشيدند ، يك سقوسون « 4 » طلايى گرفتند . باكتار و بالگوتاى هردو ، آن را از
--> - اتفاق مىافتاد كه سلطان يا خانى همسر غير عقدى يا عقدى داشت ، ولى بانوى تراز اول و خاتون وى نبود . بعدها سلطان او را ارتقاى مقام مىداد و بوقتاق بر سرش مىگذاشت . در جامع التواريخ مكرر ذكر آن آمده است ، كه بهعنوان نمونه چند مورد آن را ذكر مىكنيم . « . . . ديگر طوغان از قومائى آمده ، ايل قتلغ نام او را احمد بستد در زمان پادشاهى ، و بوقتاق بر سر نهاد ( ص 10 ) - و « . . . او را در آخر بوقتاق بر سر نهادند » ( ص 14 ) ، و « اباقا خان توقيتى خاتون را كه قوماى هولاكو خان بوده با خود گرفت و به جاى توقوز خاتون ، بوقتاق بر سر نهاد و خاتون شد » ، ( ص 96 ) ( م ) . ( 1 ) - Sanguisorba ، نوعى گياه قابض از طايفهء گل سرخ ، كه مخصوص مناطق اروپايى و سيبرى است ( نقل از لغتنامهء سعيد نفيسى ( م ) . ( 2 ) - Scirpus ( 3 ) - hombre نوعى ماهى آزاد كه مخصوص آبهاى شيرين نيمكرهء شمالى است ( م ) . ( 4 ) - Soqosun نوعى ماهى آبهاى شيرين ( م ) .